اولین عروسی ( خاله مهدیه )
امروز 92/6/7 عروسی خاله مهدیه بود ولی من زیاد نمی تونسنم قر بدم چون می ترسیدم برای شما فرشته عزیزم اتفاقی بیفته ولی با این حال این اولین عروسی بود که من تو و بابایی باهم رفتیم وخیلی خوش گذشت آخر شب باباقاسم به مامان بزرگ گفت که من و تورو تو دلم دارم تا آخر عروسی تقریبا همه دیگه فهمیده بودن همش وجود تو رو تبریک گفتن

مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

اولین عروسی ( خاله مهدیه )
