اولین باری که به مامان مان گفتم
امروز92/6/1 من و خاله نسیم و خاله مهدیه تو اتاق مامان ملی بودیم که من وجود تو رو به اونا اعلام کردم همشون خیلی خوشحال شدن و دیگه نذاشتن من کار کنم
این طوری شد که که مامان ملی از وجود آقا سورنا خبردار شد 
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

اولین باری که به مامان مان گفتم
